بصير احمد دولت آبادى

137

شناسنامه افغانستان ( فارسى )

حمل سلاح و شليك آن را نيز داشته باشند . به اين شكل حالتى آشفته و بىبندوبارى بر سراسر كشور حاكم شد ، تا جايى كه مردم به همان ادارات ظالمانهء حكومتهاى گذشته راضى شدند . امّا ديگر كار از كار گذشته بود و هيچ‌كس قادر به كنترل اوضاع نبود . افغانستان چون گوشت قربانى بين احزاب و گروهها تقسيم شد . هرچند كه در ظاهر حكومتى در كابل وجود داشت و حكومتى ديگر در شمال ، ولى عملا كشور پاره‌پاره و داراى ادارات جداگانه شد . همين بىنظمى ادارى باعث شد كه گروهى از پشتونهاى باتجربه در پى تشكيلات جديدى به نام طالبان برآيند كه مركب از كمونيستهاى شكست‌خورده ، دولتىهاى قديم و جديد پشتون ، مجاهدين و طلبه‌هاى سنتّى بود . شعارها ، آرامش و نظم و خلع سلاح عمومى بود و اين شعار ، بسيار فريبنده و گمراه‌كننده شد ، چرا كه طالبان در اندك‌زمانى قسمت عمدهء خاك افغانستان را در نواحى پشتون‌نشين به دست آورند و يك ادارهء خشن و يكنواخت را به سبك رژيم خلقى حاكم كردند . مردم خسته از ادارات گوناگون در ابتداى امر طرفدار اين تشكيلات ادارى شدند . امّا زمانى نگذشت كه ماهيت طالبان نيز افشا شد كه جز تسليم شدن مردم به زور و كشتار به چيز ديگرى نمىانديشند . يكى از اقدامات طالبان كه منجر به نفرت عمومى يك قوم بزرگ كشور از اين گروه شد ، اسارت و شهادت عبد العى مزارى رهبر شيعيان افغانستان ( به دست اين گروه ) بود . در سالهاى قبل از تسلط كامل طالبان در افغانستان چهار نوع ادارهء حكومتى و ده‌ها نوع ادارهء محلى وجود داشت . به‌طور مثال : - نواحى جنوبى ، جنوب غربى و جنوب شرقى و حتى كابل تحت نظام ادارى طالبان قرار گرفت كه به شكل بسيار خشن و بىرحمانه تحت نام اسلام بر مردم حكومت مىكردند . آنها كشتار عصر تره‌كى - امين را از سر